در این مقاله میخواهم به نکاتی اشاره کنم که رژیم اسلامی از آنها بیش از هر چیز دیگری هراس دارد.
۱. رهبری واحد، ستون فقرات پیروزی است
جمهوری اسلامی در طول ۴۵ سال گذشته نشان داده که میتواند با صدها گروه پراکنده، فعال توییتری، حزبسازهای خارجنشین و حتی شبکههای ماهوارهای پر سر و صدا کنار بیاید، چون اینها اغلب بدون یک رهبر پذیرفته شدهی ملی، تأثیر عملی ندارند. اما وقتی پای چهرهای چون شاهزاده رضا پهلوی وسط میآید که میلیونها ایرانی در داخل و خارج او را نماد وحدت و نجات میدانند، رژیم دچار وحشت میشود. حملات سنگین سایبری، ترور شخصیت، جعل اسناد، تخریب رسانهای و نفوذ در حلقههای نزدیک به اطرافیان وی همه نشان از هراس واقعی رژیم از رهبری مورد قبول دارد.
۲. سازماندهی یعنی پایان بینظمی مبارزه
جمهوری اسلامی دقیقاً از نقطهای هراس دارد که انقلابها از آنجا شروع میشوند: وقتی مردم بجای اعتراضات پراکنده و بدون هماهنگی، یک ستاد فرماندهی یا شبکه منسجم پیدا میکنند که شعار، زمان، تاکتیک، و هدف مشترک دارد. مثال: «پروژه ۱۰۰ شهر» با تمام محدودیتها و امکانات کم، دقیقاً به خاطر داشتن سازمان، نظم، پیام واحد و پیروی از رهبری ملی شاهزاده رضا پهلوی موفق بوده و بازتاب زیادی داشته. رژیم این مدل را بسیار خطرناکتر از دهها شعار میداند.
۳. اتحاد اپوزیسیون، پایان بازی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است
جمهوری اسلامی بقای خود را مدیون تفرقه در میان مخالفانش است. اتحاد میان گروههای پراکنده، به ویژه اگر به اصولی مانند: شایستهسالاری، قانونمداری، فرمانپذیری از یک رهبر ملی متکی باشد، تهدیدی مستقیم برای موجودیت رژیم خواهد بود.
۴. همراهی ایرانیان داخل با جنبش برونمرزی
رژیم میداند اگر میان اپوزیسیون خارج از کشور و مردم داخل ایران یک پیوند عملیاتی و روانی برقرار شود (مثلاً با اعتصابات هماهنگ، فراخوانهای مشترک، اعتلای پرچم ملی، تکرار یک شعار مشخص)، دیگر توان سرکوب کافی نخواهد داشت.
رژیم اسلامی بیش از هر چیز از شکلگیری یک ستاد فرماندهی ملی با رهبری مشخص، گفتمان واحد، نظم و انضباط، و همراهی مردم داخل و خارج میهراسد. این همان چیزیست که میتواند نظام را از درون بشکند، نه شعارها، نه توییتها، نه حتی تحریمها به تنهایی.
در روزهایی که ملت ایران درون و برونمرز بیش از هر زمان تشنهی وحدت، امید و اقدام هدفمند است، برخی آگاهانه یا ناآگاهانه در تلاشاند مسیر این جنبش رو به جلو را به حاشیه ببرند. تخریب پروژههای موفقی چون «۱۰۰ شهر» و هجمه علیه ستاد مرکزی هماهنگی تظاهرات ایرانیان در تبعید، نشان از هراسی عمیق دارد؛ هراس از شکلگیری یک بدیل واقعی، سازمانیافته و دارای رهبری ملی.
دموکراسی یعنی نظم، نه آشوب
مدتهاست که برخی با مصادرهی واژه «دموکراسی» در پی توجیه بینظمی، بیانضباطی و قانونگریزیاند. دموکراسی هرگز بهمعنای آن نیست که هر فردی در یک گردهمایی ملی، استیج را تصرف کند، برنامه را بهم بزند یا شعاری شخصی و خارج از توافق جمعی سر دهد.
دموکراسی، یعنی مشارکت در چارچوب، احترام به قواعد جمعی، و پایبندی به تصمیم اکثریت.
هیچ جنبش آزادیخواهانهای در تاریخ، بدون نظم، فرمانپذیری و ساختار به پیروزی نرسیده است.
چه کسانی از سازماندهی میترسند؟
سازماندهی، همان چیزیست که جمهوری اسلامی طی ۴۵ سال گذشته از آن گریزان بوده و برای جلوگیری از شکلگیری آن، هزینههای کلان صرف کرده است. اما رژیم تنها بازیگر نگران میدان نیست. سه گروه مشخص امروز در صف مقدم تخریب پروژه «۱۰۰ شهر» و ستاد هماهنگی قرار دارند:
۱. عوامل نفوذی جمهوری اسلامی
با مأموریت مشخص برای ایجاد تفرقه، القاء بیاعتمادی و حاشیهسازی دائمی.
۲. اپوزیسیوننماهای فرسوده و خودمحور
که جایگاهشان را در خطر میبینند و وحدت را تهدیدی برای منافع فردی خود میدانند.
۳. بازماندگان ایدئولوژیهای شکستخورده ۵۷
که نمیتوانند اتحاد زیر پرچم شیروخورشید و در سایه رهبری شاهزاده رضا پهلوی را تحمل کنند.
چرا پس از همایش مونیخ، حملهها شدت گرفت؟
همایش تاریخی «همکاری ملی برای نجات ایران» در ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ در مونیخ، نقطه عطفی در تاریخ اپوزیسیون برونمرزی بود. در این نشست، برای نخستین بار تشکیل دو نهاد کلیدی اعلام شد:
• تیم اجرایی موقت
• نهاد مشورتی خیزش ملی
که این پیام روشن و تاریخی را به همراه داشت:
• رهبری ملی وجود دارد،
• سازماندهی امکانپذیر است،
• و پیروزی نیازمند نظم و فرمانپذیری است.
همین واقعیت کافی بود تا مخالفان انسجام، دست به کار شوند: با تخریب، با دروغ، با تحریف. چون میدانند این مسیر، مسیر پایان بازی تکراری «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.
راه پیروزی چیست؟
آنچه ملت ایران را به پیروزی خواهد رساند نه توهم انقلاب فوری و نه امید واهی به دخالت خارجی، بلکه موارد زیر است:
• رهبری ملی مشروع و مردمی– شاهزاده رضا پهلوی
• سازماندهی میدانی و هماهنگی عملیاتی – پروژه ۱۰۰ شهر و ستاد مرکزی هماهنگی تظاهرات
• یکپارچگی در شعار، پرچم و پیام
• پایبندی به اصول: شایستهسالاری، قانونمداری، اخلاقمحوری و نظمپذیری
بدون این ارکان، هر حرکت صرفاً نمایشی گذرا و بدون اثرِ ماندگار خواهد بود. هرکس امروز با تخریب سازماندهی ملی، حمله به پروژههای موفق و نفی رهبری ملی به میدان آمده، یا در توهم سیاسیست، یا در خدمت بقای جمهوری اسلامی.
ملت ایران دیگر فریب شعارهای بیپشتوانه و حرکتهای بینتیجه را نمیخورد. زمان عمل است. زمان پیوستن به کارزار واقعی آزادی؛ کارزاری که نه با تفرقه، بلکه با سازماندهی هوشمند، زیر پرچم ایران، به پیروزی خواهد رسید. «بیایید یکبار برای همیشه، به بقای این رژیم پایان دهیم.»
*دکتر بابک سینا فعال سیاسی و از مبتکران صد شهر، یک صدا، شاهزاده رضا پهلوی
برگرفته از سایت کیهان لندن
