۱.در اساطیر ایران ماه شهریور را ماه شهریار میدانستند که امشاسپندش بههمراه امشاسپند ماه بهمن (وهومنه) نگاهبان شهریاری ایراناند. بیچاره نیاکان خوشخیال ما که فکر میکردند، خدا ایران را در همه حال از بلا نگاه میدارد و ۲ امشاسپند اختصاصی هم بالای سر کار گذاشته است! البته که اساطیر به اندیشه تاریخی نظم، قاعده و پیشبینیپذیری و چارچوب رفتاری میدادند و همین باعث میشد که مردم برای سنجش شهریاران، با رجوع به حافظه تاریخی خود، خوب را از بد سوا کنند.
۲.پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ _از آنجا که دولت مدرن وملی در ایران تاسیس شده بود _ کنارهگیری یک شاه با عظمت از قدرت، اسباب فروپاشی دولت رو فراهم نساخت و یک شهریار درخشان بهجای یک شهریار تابناک بر تخت نشست، بخت ایران بیدار بود و شاه، جوان!
۳.وجود رجال ملی مانند فروغی، تقیزاده، علا، سهیلی و…در دستگاه دیوانی و ژنرالهای آبدیده چون رزمآرا، زاهدی و امیراحمدی در قشون رزمی، کار شاه جوان، اما هوشیار ایران را تسهیل میکرد که کشور را از اشغال ۳ ابرقدرت پاکسازی کند، و مملکت را ابتدا به سوی نوسازی و سپس توسعه هدایت کند. مشاهده وضعیت این روزهای اوکراین با کمکهای حداکثری جهانی نشان میدهد که بازپسگیری خاک وطن از چنگال روسها (که فاتح جنگ جهانی و ابرقدرت شرق بودند)چه اندازه دشوار و جانفرسا بود. خدا و شاه و میهن دست به دست، دست به دست هم دادند که ایران نپاشد و شاه جوان نشان داد، که رضاشاه کبیر حق داشت با خیالی آسوده، مملکت را به دست ولیعهد ۲۲سالهاش بسپارد و نگران ایران عزیزتر از جانش نباشد. سالروز تاجگذاری درخشانترین بخت ایرانیان پس از اسلام، گرامی باد
مجتبی اسکندری
۸۵ سال پیش در چنین روزی، محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت، که در برابر نجواهای فریبندهی اغواگران برای اعلام «جمهوری» و تکیه زدن بر مسند ریاستجمهوری تسلیمناپذیر ایستاده بود، پیشاپیش همگان گام در صحن مجلس نهاد. اندکی پس از او، مرکب ولیعهد جوان نیز از راه رسید. این رویداد در روزگار پرالتهاب بیستوپنجم شهریورماه ۱۳۲۰ رقم میخورد؛ درست در ایامی که سایهی شوم قوای اشغالگر متفقین بر جایجای کشور گسترده میشد و رضاشاه، تهران را به مقصد کرانههای جنوب ترک گفته بود. در میانهی چنین طوفانی بود که ولیعهد جوان در پیشگاه مجلس شورای ملی حاضر گشت و به عنوان پادشاه جدید، سوگند یاد کرد. ویدیو از لحظه اول از زمامداریِ ۳۷ سال و پنجماههٔ محمدرضاشاه.
