بــ
بیانیهٔ ۸۳۰ تن از فعالان
بیانیهٔ ۳۵۶ تن از کنشگران
بیانیهٔ ۱۷۶ تن از روشنفکران
بیانیهٔ ۲۷۲ تن از نظرورزان
بیانیهٔ ۳۸۸ تن از اهل قلم
بیانیهٔ ۲۶۵ تن از اقتصاددانان
بیانیهٔ ۴۷۲ تن از استادان
بیانیهٔ ۱۶۶ تن از ناظران
بیانیهٔ مجمع بیانیهنویسان
بیانیهٔ
بیانـ
بیـ
بـ
همه کار کردید و از «مهمونی مهمونی مهمونی، همّهش مهمونی، همّهش توهین» خلاص شدید و آیندگان را هم خلاص کردید و عاقبتِ رؤیاهای لزجِ کودکانهتان این دوزخ شد. چیزی جز این ممکن بود؟ ما را گیر آوردهاید؟ حالا هم که مملکت همهش شده بیانیه بیانیه بیانیه، همّهش «عاملیت» و «آگاهی»… ای بابا! بفرمایید سرجمع چند نفر-امضا بالاخره؟ تا کِی؟ خسته نمیشوید؟ حرفهای تکراری، مواضعِ تکراری، امضاهای تکراری. سر تا تهِ «عاملیت» و «کنشـ»ی که از آن دم میزنید و با آن جامعه را محکوم میکنید شده است همین بیانیهها. انگار اگر هفتهای بگذرد و بیانیهای امضا نکرده باشید، عذاب وجدان میگیرید و از جایگاه و عنوانِ باشکوهِ «فعال» ــــکه هیچوقت معلوم نشد یعنی چیــــ محروم میشوید.
اگر از بیشترتان بپرسند که چند بیانیه و چه بیانیههایی را امضا کردهاید احتمالاً خودتان هم نمیدانید و به یاد نمیآورید. شدهاید ماشینِ امضا. نه حاکمان حرفتان را به چیزی میگیرند [که اگر گرفته بودند تا حالا یک قلم از این بیانیهها اقلاً یک واکنش یا تأثیر در ادارهٔ متوسطی برمیانگیخت]، نه افکارِ عمومی با این حرفها چرخش میکند. سهل است، هر بیانیه سیلی از نقد و هجو و تمسخر علیهتان راه میاندازد. البته یا واقعاً نمیبینید یا خودتان را به ندیدن میزنید یا همهاش گردنِ دشمنی فرضی و مشتی گمراه و جاهل میاندازید.
پیشنهاد میکنم یک «کارزار» از همینها که جوادِ ظریف و پسرِ جلاییپور و کارمندهایش دوست دارند درست کنید امضاهایتان را رهن و اجاره بدهید تا منبعد اتومات پای هر بیانیهای بیاید و خلاص. از همین کارزارها که آینهٔ تمامنمای حد و اندازهٔ نفوذِ اجتماعیِ وسیعِ اصلاحطلبان(!) شده است: دوهزار نفر، سههزار نفر، اصلاً پنجهزار نفر. الفبایی یا غیرالفباییش هم فرقی نمیکند. هم زحمتِ خودتان کم میشود، هم ممکن است ــــدور از جانــــ بالاخره زحمتِ کاری غیر از بیانیه هم بکشید و ما هم مثلِ بقیه از شما یاد بگیریم. به یک کرشمه دو کار!
