در روزگاری که تورم، تحریم و اضطراب جنگ، زندگی را تیره کرده، ناگهان ویدئویی از «دورهمی مو فرفریهای شیراز» در فضای مجازی پخش میشود.
جوانان شاد، خندان، و با موهای باز و فرفری؛ گویی ایران دیگری در جریان است، بیاعتنا به رنج عمومی.
عدهای این را پروژه عادیسازی حکومتی میخوانند، عدهای دیگر نشانه مقاومت نرم جامعه.
اما حقیقت شاید در جایی بین این دو باشد: در ناخودآگاه جمعیِ مردمی که میان درد و میل به زندگی گرفتارند.
این ضربالمثل را به یاد دارید؟ «صورت را با سیلی سرخ نگه داشتن»
به واقع تصویری دقیق از مکانیسم مقابلهای جامعه ایرانی در بحرانهای مزمن است.
وقتی مردم از لحاظ اقتصادی و روانی در تنگنا هستند، بدن و ظاهر تبدیل به میدان بازسازی روانی میشود.
و اینجاست که نظریۀ «رژ لب» کاربرد پیدا میکند. رژ لب، کالایی ارزان است اما جلوهای پر زرقوبرق دارد و درست نماد همان ضربالمثل قدیمی ماست. خرید رژ لب، آرایش مو یا حضور در جشنها، نه از «بیدردی»، بلکه از «فشار درونی برای زنده ماندن» میآید.
همان چیزی که اروینگ گافمن در نظریه «نمایش اجتماعی زندگی روزمره» میگوید: ما ماسکهایی بر چهره میزنیم تا با بحران سازگار شویم.
در جامعهای که کنترل بدن زنانه بخشی از نظم سیاسی است، زیبایی و ظاهر به ابزار مقاومت تبدیل میشود.
بر اساس نظریه جودیت باتلر ، بدن میتواند «متن سیاسی» باشد؛ یعنی زنان از طریق آرایش، پوشش، و نمایش خود در فضاهای عمومی، خودآگاهی جنسیتی را بازسازی میکنند.
اما این آزادی همزمان در قفس مصرفگرایی گرفتار است.
در جامعهای که بِرند و ظاهر به تعبیر پییر بوردیو تبدیل به سرمایه فرهنگی شده حتی اعتراض هم به شکل مصرف درمیآید.
مصرفگرایی در ایران امروز، برخلاف تصور، فقط نشانه تجمل نیست؛ گاهی استراتژی بقا و حفظ شأن اجتماعی است.
وقتی طبقه متوسط در بحران اقتصادی فرو میپاشد، تنها چیزی که باقی میماند «تصویر» است.
رژ لب، آیفون، یا جشن مو فرفریها، همگی نشانهی تلاش برای گفتنِ این جملهاند:
«ما هنوز هستیم»
در نگاه مارکسیستی، این همان «بتوارگی کالا»ست؛ اما در جامعهی ما، کالا بدل به تسکینی فرهنگی شده.
بیایید یک ضربالمثل دیگر ایرانی را هم مرور کنیم:
«بیرونش مردم را کشته، درونش خودش را»
در پس ظاهر پرزرق و برق شبکههای اجتماعی، خستگی جمعی، اضطراب و یأس موج میزند.
اما روان جمعی ایران در این سالها یاد گرفته که ناامیدی را پنهان کند.
این تناقض، بهقول زیگموند باومن، ویژگی جوامع «مدرن سیال» است: شادی موقتی و مصرفی، که مثل رژ لب، فقط لحظهای رنگ میدهد.
جمعبندی: رژ لب یا زخم؟
شاید ویدئوی «جشن مو فرفریها» نه تبلیغ حکومتی باشد و نه پیروزی مخالفان حجاب،
بلکه نشانهای از خستگی تمدنی مردمیست که میخواهند لحظهای فراموش کنند.
در جامعهای که آینده مبهم است، زیبایی بدل به ابزار بقا میشود.
«رژ لب قرمز، بیانیهای است در برابر بیپناهی»
حمید شاکری
دکتری جامعهشناسی و عضو موسسۀ ایرانشناسی بریتانیا
لینک کوتاه: https://bit.ly/4r969uF
