15.4 C
تهران
سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی

من هر دو را ملاقات کرده‌ام — هم مریم رجوی و هم رضا پهلوی

x mojahedin
5
(1)

ایشون
@atefehs
از فرزندان مجاهدین خلق که چندی پیش با شاهزاده و همسرشون دیدار کردند، اینجوری نوشتند:
۱.
من هر دو را ملاقات کرده‌ام — هم مریم رجوی و هم رضا پهلوی — و می‌توانم تفاوتشان را به شما بگویم.
یا به عبارت دیگر، تفاوت بین یک رهبر خودمنصوب و یک رهبر منتخب.
من یکی از حدود ۹۰۰ کودکی هستم که در سال ۱۹۹۱ توسط سازمان مجاهدین خلق ربوده شدیم.
در آن زمان ۴ ساله بودم و بقیه دوران کودکی‌ام را درون این سازمان گذراندم.
در ۱۶ سالگی با مریم رجوی، رهبر سازمان مجاهدین، دیدار کردم.
مجاهدین به من و چند دختر جوان دیگر دستور داده بودند برای او برقصیم.
مدت‌ها بود که در سکوت به مجاهدین شک کرده بودم، اما هرگز اجازه نداشتم شک‌هایم را بلند بیان کنم.
به‌خصوص در آن لحظه که همه اطرافیانم فکر می‌کردند چه افتخار بزرگی است که من از میان همه، فرصت دیدار با خود خانم رجوی را پیدا کرده‌ام.
با این حال، هرگز احساس آن لحظه را فراموش نمی‌کنم.
به پاریس، به مقر سازمان مجاهدین در اوور-سور-اواز سفر کردم. وقتی دست مریم رجوی را فشردم و به چشمانش نگاه کردم، حتی بیشتر از قبل مطمئن شدم: او رهبر من نبود.
من ۱۶ ساله بودم و تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید این بود:
چطور می‌توانی روی این تخت بنشینی و به من، یک کودک یتیم، اجازه بدهی برای تو برقصم؟
یتیم، چون تو، مریم رجوی، مادرم را از من گرفتی.
چطور می‌توانی اینجا در غرب، در رفاه و تجمل و با خدمتکارانی دور و برت زندگی کنی، در حالی که مادرم در ترس دائمی از مرگ، در فقر و گرسنگی و در پادگان‌های وسط بیابان عراق زندگی می‌کند؟
(در آن زمان هنوز نمی‌دانستم که او هم در غم عمیق از دست دادن اجباری سه فرزندش به دست مجاهدین، غرق غصه است.)
در چشمان او حتی یک قطره هم همدلی یا انسانیت ندیدم. من ۱۶ ساله بودم و در حالی که برای او می‌رقصیدم، غرور کاذب، سردی و بی‌توجهی مطلق دیدم. مجاهدین حتی یک بار هم مسئولیت نزدیک به ۹۰۰ کودکی را که ربوده بودند نپذیرفتند. هرگز ما را جمع نکردند، نپرسیدند حالمان چطور است، چه رسد به اینکه عذرخواهی کنند. در عوض، همه کار کردند تا کسانی از ما که صحبت می‌کنیم را ساکت کنند. هر بار که قدمی برمی‌داریم که ممکن است آنچه را تجربه کرده‌ایم و واقعیت مجاهدین را آشکار کند، به شدت مورد آزار و اذیت قرار می‌گیریم.
به تازگی، در هفته‌های گذشته. چون چند هفته پیش دوباره به پاریس رفتم، این بار به دلیل دیگری.
این بار برای دیدار با رهبر دیگری رفتم که خودمنصوب نبود، بلکه توسط مردم انتخاب شده بود.
رفتم تا رضا پهلوی را ببینم. این اولین بار بعد از ۳۵ سال از ربوده شدنمان بود که کسی می‌خواست صدای ما کودکان مجاهدین را بشنود.
در واقع، موضوع جلسه این بود: «می‌خواهیم با تعداد بیشتری از شما دیدار کنیم.» تصور کنید برای اولین بار دیده شوید، نه اینکه آزار شوید.
نه تنها خود رضا پهلوی آمد، بلکه همسرش یاسمین پهلوی هم حضور داشت. اولین کلماتی که به او ما گفت:
«من شخصاً درخواست کردم که اینجا باشم. چون شما از کسانی هستید که در تاریخ ما بیشترین رنج را کشیده‌اید و برای من مهم است که بفهمم شما چه چیزی را پشت سر گذاشته‌اید.»
وقتی با هر دوی آنها دست دادم، فهمیدم، در چشمانشان انسانیت دیدم. اعتبار دیدم. همدلی دیدم. دو انسانی را دیدم که با عشق به همنوعانشان و با عشقی برابر به میهنشان رهبری می‌کنند.
دو رهبر واقعی دیدم.
یکی یکی توانستیم برایشان بگوییم چه چیزهایی را تجربه کرده‌ایم و آنها در میانه یک جنگ جاری، وقت گذاشتند و گوش دادند. برای اولین بار، یک رهبر ایرانی خواست که به ما کودکان مجاهدین گوش دهد.
بعد از آن، نیروهای مجاهدین که هر قدم ما را زیر نظر دارند، متوجه شدند و همان کاری را کردند که بیشتر بلد هستند: دوباره سعی کردند ما را ساکت کنند.
در تمام دوران کودکی‌ام، مجاهدین به من یاد دادند که شاه (پادشاه ایران) دقیقاً به اندازه ملاها دشمن است. بدترین حرف‌ها را درباره پهلوی‌ها شنیدم، دقیقاً مثل چیزی که درباره جمهوری اسلامی شنیده بودم. همیشه فکر می‌کردم شاه و ملاها به یک اندازه بد هستند.
تا اینکه تصمیم گرفتم خودم آنچه را یاد گرفته بودم، فراموش کنم و دوباره حقیقت را بیاموزم. آنچه می‌خواهم شما بفهمید، سفری است که طی کرده‌ام؛ سفری با دانش.
در تنهایی‌ام، با وجود مقاومت‌ها و آزارها، با وجود از دست دادن همه چیز و همه کس در این مسیر، با وجود شستشوی مغزی سخت: من فعالانه رضا پهلوی را انتخاب کرده‌ام

Atefeh Sebdani

چقدر این پست مفید بود؟ روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

همانطور که این پست را مفید دیدید ...

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید!

متاسفیم که این پست برای شما مفید نبود!

اجازه دهید این پست را بهتر کنیم!

به ما بگویید چگونه می توانیم این پست را بهبود دهیم؟

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید