🔹چرا نخبگان بیشتر به سمت پادشاهیخواهی میروند؟
موج پادشاهیخواهی در ایران امروز صرفاً یک گرایش سیاسی ساده و نوستالژیک نیست؛ بلکه نشانهای از رشد سطح فهم سیاسی و افزایش قدرت تحلیل در جامعه است. هرچه افراد بیشتر مطالعه میکنند و با تاریخ و سازوکار واقعی حکومتداری بیشتر آشنا میشوند، بیشتر به این نتیجه میرسند که اداره کشور با شعار و احساسات ممکن نیست.
درک مفاهیمی مانند ثبات سیاسی، توازن قدرت، اقتصاد کلان، امنیت ملی، مشروعیت حکومت، دیپلماسی و تداوم دولت، نیازمند سطح بالاتری از درایت و توان تحلیل است که اساسا در چپ ها ایرانی وجود ندارد.
بسیاری همچنان درگیر روایتهای احساسی و نگاههای ایدئولوژیک باقی ماندهاند، در حالی که پادشاهیخواهان عموماً از این سطح عبور کردهاند.
به همین دلیل، حضور پررنگ پزشکان، متخصصان، مهندسان و دانشگاهیان در این گرایش قابل توجه است. ذهنی که با علم، تحلیل و تجربه سیستماتیک تربیت شده، راحتتر تفاوت میان حکومتداری واقعی و شعار سیاسی و احساسی را تشخیص میدهد. بعبارت دیگر درک این مفاهیم نیازمند به ضریب هوشی بالاتری است که عمدتا در پادشاهی خواهان پیدا میشود.
پادشاهیخواهی از این منظر نوعی بلوغ فکری است؛ عبور از هیجانزدگی سیاسی و تمرکز بر ضرورت ثبات، توسعه و منافع بلندمدت کشور. توسعه و رفاه تنها در سایه نظم و اقتدار پایدار شکل میگیرد، نه در فضای آشوب و تغییرات پرهزینه.
در نهایت، این گرایش بیش از آنکه یک انتخاب صرفاً سیاسی نوستالژیک باشد، بازتاب افزایش فهم واقعگرایانه از سیاست و فاصله گرفتن از نگاههای سادهانگارانه است که بخش اعظم چپِ جمهوری خواه در گیر آن هستند .
