گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله بی بی سی، سی ان ان، فایننشیال تایمز و گاردین درباره مراسمهای حکومتی جمهوری اسلامی، نشاندهنده سقوط آشکار شرافت و اصالت روزنامهنگاری است.
این رسانهها با بازتاب دادن روایتهای رژیم، یک الگوی تاریک تاریخی را تکرار میکنند: تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی حکومتهای توتالیتر و چشمپوشی عامدانه بر جنایات و فجایع حکومت.
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» مستند کرده است که چگونه خبرنگاران غربی با سفر به اتحاد جماهیر شوروی، پروپاگاندا و دروغهای حکومت را به عنوان واقعیت تکرار میکردند، در حالی که آمار روزانه مرگ و شکنجه هیچ جایی در گزارشهای آنان نداشت.
اگرچه انگیزه برخی روزنامهنگاران، صرفاً غرضورزیهای ایدئولوژیک آنها است، اما برای عدهای دیگر، این وضعیت پیامد سمیِ “خبرنگاریِ وابسته به دسترسی” است. این خبرنگاران که مجذوب اعتبار حرفهایِ “گزارشگری از درون ایران” شدهاند، تن به معاملهای اهریمنی میدهند. جمهوری اسلامی دسترسی آنان را به شدت کنترل می کند و به عنوان ابزاری برای فشار به کار میگیرد. مجوز فعالیت آنها تنها تا زمانی تمدید میشود که روایتهای رژیم را تکرار کنند و چشم خود را بر خونهای جاری در خیابانها ببندند.
امروز نیز چهرههای رسانهای غربی در ایران دقیقاً همان رویکرد را پیاده میکنند.
ما باید از این روزنامهنگاران مدعی بیطرفی بپرسیم:
آیا رژیم به شما اجازه داد راهپیماییهای بزرگ و سراسری ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در صدها شهر ایران پوشش دهید که برای سرنگونی حکومت بر پا شد؟
آیا توانستید از داخل ایران درباره کیسههای سیاه پیکرها در سردخانهها، یا معترضان مجروحی که روی تخت بیمارستانها هدف قرار گرفتند گزارش تهیه کنید؟
آیا اجازه یافتید در مراسم چهلمین روز درگذشت معترضان کشتهشده شرکت کنید؟
سفیدشویی نمایشهای فرمایشی حکومت در حالی که اعدامها و شکنجههای مداوم نادیده گرفته میشوند، روزنامهنگاری نیست؛ بلکه همدستی با نیروی شر است. متأسفانه، این پدیده جدیدی نیست. ایران تنها تازهترین و نگرانکنندهترین نمونه آن است.
این رویکرد یادآور «مالکوم کالدول» است. دانشگاهی اسکاتلندی و نویسنده روزنامه گاردین که سرسختانه از رژیم خمرهای سرخ در کامبوج دفاع میکرد و گزارشهای مربوط به کشتارها را نادیده میگرفت، اما در نهایت خود قربانی همان حکومتی شد که تطهیرش میکرد. کالدول در زمان کتمان نسلکشی کامبوج، در یادداشتی ننگین در روزنامه گاردین ادعا کرده بود: «یک پناهنده شاید روایتی صادقانه تا جایی که خودش میداند ارائه دهد، اما این روایت لزوماً دقیق نیست».
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» نشان داد که چگونه روزنامهنگاران غربی به اتحاد جماهیر شوروی سفر میکردند و تبلیغات شوروی را بهجای واقعیت بازتاب میدادند، در حالیکه مرگهای روزانه و شکنجهها را کاملاً نادیده میگرفتند. والتر دورانتی نیز بهدلیل دفاع از شوروی و سفیدشویی جنایات آن در نیویورکتایمز، به چهرهای بدنام تبدیل شد.
امروز نیز بسیاری از خبرنگاران غربی دقیقاً از همان منطق و ادبیات بیرحمانه برای بیاعتبار کردن شهادتها و روایتهای دستاول مردم ایران استفاده میکنند.
ما از شورای سردبیری رسانه های غربی میخواهیم که انتشار تبلیغات حکومتی و تاییدشده توسط رژیم را متوقف کنند، به صدای اپوزیسیون دموکراتیک ایران وزنی برابر بدهند، و نقض سیستماتیک حقوق بشر در سراسر ایران را به درستی و دقت گزارش کنند.
