مونا برزویی هم ترانهسرای خیزش ۱۴۰۱ بود و هم ترانهسرای انقلابِ شیروخورشید است. یک کلام، «ترانهسرای ملّی» ماست. اگر روزگاری عارفِ قزوینی ترانههای میهنیِ روزگارش را مینوشت و ایرانگیر میشد، امروز مونا برزویی چنین جایگاهی دارد. او خودْ «شاهدِ غروبان» است و این شعر شعرِ بیسران است، خطابهٔ کینخواهان است، سوگسرودِ سیاووشان است.
این ترانه ترانهٔ عجیبیست: ترانهسراش برای نوشتنش نیاز نداشته که ترانهنویسی کند؛ نیاز نداشته تصویرپردازی کند؛ نیاز نداشته اغراق کند؛ نیاز نداشته استعارههای دور از ذهن به کار ببرد؛ یکیکِ سطرهایش پیش از شعرشدن در خیابان گفته شده است. هر سطر را شهروندی دلیر با خون و شجاعتش در خیابان نوشته است. این ترانه بیش از «نوشتن»، توانایی و شرافتِ «دیدن» و «گفتن» از دیماه میخواسته است. مونا برزویی دیده و گفته است.
برای نوشتنِ این ترانه لازم نبوده شاعر تصویری بیربط با واقعیتِ موجود جعل کند که «مرده میبرن کوچه به کوچه» و «از صدا افتاده تار و کمونچه». لازم نبوده از واقعهای بگوید که نیست. کوچهبهکوچه مرده بردن در دیماه پیشِ چشمِ دنیا اتفاق افتاده و در دنیا بسیارانی ترجیح دادهاند چشم بپوشند و رو برگردانند. این ترانه، با صدای آتشخون و خستهٔ ابی، خطابی به این دنیاست که نمیتواند تا همیشه نشنود و نبیند که قتلعام در ایران اتفاق افتاد.
این ترانه شهادتنامهٔ دیماه است. این ترانه دادخواستِ ایرانیانی دلیر خطاب به تاریخ است. این ترانه فریاد فروخوردهٔ یکیکِ ترانهگوها و شاعرانیست که با زندان و ارعاب به سکوت وادار شدهاند تا این ملّت احساس کند کسی نمانده که رنج و سوگش را به شعر و ترانه برکشد.
چند شاعر چند ترانهسرا بختِ این را داشته است که شعرش را تنها چند ماه پس از سرودهشدن دهها هزار دادخواه و میلیونها شهروند بشنوند و بخوانند و با تصویر و متن به آن پاسخ بدهند؟ مونا برزویی پا در خاکِ ایران ایستاده و صدای بیصدایانی شده که لشگری از هنرپیشه و نویسنده و هرکارهٔ پنجاهفتی همه کار میکند تا خون و هویت و رنجشان را چنان انکار کند که انگار وجود ندارند. او انکارِ انکارکنندگانیست که این ملّت را بیشاعر و بیصدا میخواهند.
شاعر و خوانندهٔ میهنی چنیناند. در سختترین لحظات، در تاریکترین لحظاتِ ترس و امید، از عظمتِ رنج و روحِ ملّتشان مینویسند و به تاریخ گواهی میدهند که این جنایت را نه این رژیم نه همپیمانانش نمیتوانند از صفحهٔ تاریخ پاک کنند.
گفت «از او بگو به دنیا»، میگویم «از تو میگوییم به ملّتت، به میهنت.»
آزاد عندلیبی
لینک کوتاه: https://bit.ly/4d8VISm
