عبدالرضا احمدی در بخشی از یادداشت: «دفترچه دوران اضطرار؛ تجلی یک ارادهی مدرن برای احیای بنیادهای دولت – ملت ایران» در وبسایت «فریدون» مینویسد:
«شاهزاده رضا پهلوی در همایش “محافظهکاری ملی” در آمریکا، با اشاره به تجربههای پرهزینهی عراق و افغانستان، هشدار داده بود که نادیدهگرفتن سنتهای سیاسی و فقدان سازوکارهای انتقال قدرت، میتواند در ایران نیز فاجعهآفرین باشد. “دفترچه دوران اضطرار”، پاسخی روشن به همین هشدار است: نقشهای واقعبینانه برای مدیریت ماههای نخست پس از فروپاشی جمهوری اسلامی و پیشگیری از خلا قدرت و بینظمی ساختاری.
اما آنچه این دفترچه را در چارچوب حکمرانی خوب معنادار میسازد، دعوت آن به مشارکت سیاسی است. با پیشبینی یک بازهی ۴۵ روزه برای ارسال نظرات پیشنهادی، این طرح همهی ایرانیان دغدغهمند را به مشارکت در فرایند سیاستگذاری فرا میخواند؛ نهتنها برای مشروعیتبخشی به طرح، بلکه برای پرورش ظرفیتهای مدنی و ایجاد حس مالکیت جمعی نسبت به آیندهی ایران. این دقیقا همان شاخص مشارکت در حکمرانی خوب است.
در این میان، مقایسهی گفتمان و عملکرد دو جریان، تفاوتی بنیادین را روشن میسازد: از یکسو، جریان اصلی اپوزیسیون یعنی اپوزیسیون ایرانگرا به رهبری شاهزاده رضا پهلوی که با رویکرد احیای دولت – ملت ایران، بازسازی نهادهای مدرن و تقویت مشارکت ملی، طرحی جامع برای دوران گذار ارائه کرده است؛ و از سوی دیگر، جریان موسوی – رجوی که همچنان در چارچوب ایدئولوژی انقلاب ۵۷ بازتعریف میشود. ایدئولوژیای که بنیان نظری آن، همان کتاب “حکومت اسلامی خمینی بود؛ متنی که در دوران پیش از ۵۷، تقریبا از سوی تمام نحلههای ۵۷ اعم از مذهبی، چپ، “ملی” – مذهبی و حتی لیبرال، یا با استقبال یا بدون چالش جدی، یا با سکوت معنادار مواجه شد.
رویکرد اپوزیسیون ایرانگرا به صورت خلاصه در منشور ۱۲ بندیِ “نشست همگرایی مونیخ” در بهمن ۲۵۸۳ (۱۴۰۳) و نیز “دفترچه دوران اضطرار”، تجلی یافته است. رویکردی بر پایهی شفافیت، تفکیک قوا، حقوق فردی، مشارکت مدنی و وحدت ملی استوار؛ عناصری که نهتنها ابزار دموکراسی هستند بلکه جوهر آن را شکل میدهند».

-—
عبدالرضا احمدی / اَمرداد ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴)
عبدالرضا احمدی، دارای کارشناسی ارشد مالی و مدیریت کسب و کار از آلمان است.
این یادداشت را در وبسایت «فریدون» بخوانید
