🔹 بیش از ۲۰ مأمور لباسشخصی بهطور همزمان به خانههای چند عضو یک خانواده بهایی در اصفهان یورش بردند؛ خانههای امین طبیانیفرد، بهاریه عسکرینسب و نیما طبیانیفرد. مأموران ساعتها خانهها را گشتند، وسایل شخصی و تجهیزات کاری را بردند، کارگاه سازسازی خانواده را بازرسی کردند، سازها و ابزارهای تخصصی را ضبط کردند و در نهایت فروشگاه موسیقیشان را هم پلمب کردند.
🔹بیش از ۲۰ مأمور برای چه؟ مگر با یک شبکه مسلح یا متهمان یک قتل روبهرو بودند؟ موضوع، یک خانواده بهایی، خانههایشان و محل کسبشان است. همین پرسش، ماهیت ماجرا را روشن میکند. جمهوری اسلامی حضور عادی بهاییان در جامعه را تحمل نمیکند. اگر درس بخوانند، مانع تحصیلشان میشود. اگر استخدام شوند، تا اخراج ، محدودیت ایجاد میکند. اگر کسبوکاری راه بیندازند، جواز کسب صادر نمیکنند یا محل کارشان را تعطیل میکنند.
🔹پس پلمب فروشگاه موسیقی این خانواده که تنها محل امرارمعاششان بوده، بخشی از همان سیاستی است که میخواهد هزینه بهایی بودن را به تمام بخشهای زندگی انسان تحمیل کند: از دانشگاه تا محل کار، از خانه تا حساب بانکی و از اعتقاد شخصی تا امکان تامین معاش.
🔹از سوی دیگر، همان روز، هشت مرد و یک زن از ماموران اطلاعات برای دومین بار طی چند ماه به خانه والدین سپهر عاطفی، روزنامهنگار و فیلمساز بهایی، در اصفهان رفتند و بیش از شش ساعت خانه و محل کار پدرش را زیر و رو کردند. به گفته سپهر عاطفی، حتی خاک گلدانها و کیسه برنج را گشتند و وسایلی از تلویزیون و جاروبرقی تا طلا، ابزار، وسایل ارتباطی، اسباببازی کودک و خودروی خانواده را با خود بردند. مأموران در پاسخ به اعتراض مادرش گفتهاند این اموال «حرام» است و «بار اول ادب نشدید»!
🔹این دیگر «برخورد با یک تخلف» نیست. وقتی برای یک خانواده عادی بیش از ۲۰ مامور میفرستید، خانهها را همزمان محاصره میکنید، ابزار کارشان را میبرید و مغازهشان را میبندید، مسئله شما جرم نیست؛ مسئله شما خودِ حضور بهاییان در جامعه است.
جمهوری اسلامی میخواهد بهایی بتواند زندگی کند، اما نه مثل یک شهروند برابر؛ نه آزادانه درس بخواند، نه بیدردسر کار کند، نه کسبوکار داشته باشد و نه بدون ترس در خانه خودش زندگی کند.
این سرکوب یک عقیده نیست؛ تلاش برای حذف یک اقلیت از زندگی عادی است.
لینک کوتاه: https://bit.ly/4wOTcaY
