من تلاش میکنم از حاشیه بپرهیزم؛ اما میان آدمها درباره اینکه چه چیزی «حاشیه» و چه چیزی «متن» است، تفاوت نظر وجود دارد.
یک سلبریتی، حتی اگر ۲۰ میلیون دنبالکننده در اینستاگرام داشته باشد، همین که کارش به امید دانا و امثال فخرآور برسد، بیتردید نزد ملت ایران بازی را باخته است.
دنبالکنندگان میلیونی سلبریتیها ــ چه دوست ما باشند و چه دشمن ما ــ در واقعیت امروز ایران، با تخممرغ دانهای صد هزار تومان و دلار دویستهزار تومانی و بالاتر، لزوماً تعیینکننده و راهبر افکار عمومی نیستند.
مگر سلبریتیهای چندمیلیونی کم داریم که آشکارا و پیوسته برای رژیم اسلامی خونشویی میکنند؟ آیا مردمی که آنان را دنبال میکنند، لزوماً به طرفداران رژیم تبدیل میشوند؟ به باور من، زمان این بازیها سپری شده است.
آنچه بخش بزرگی از ملت ایران ــ و به باور من، اکثریتی قابلتوجه ــ را به پشتیبانی از خاندان ایرانساز پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی کشانده و جوانان رشید ایران، از دختر و پسر، را واداشته است با فریاد «جاوید شاه!» و «پهلوی برمیگرده» در برابر گلوله دشمن سینه سپر کنند، هیچ سلبریتیای نیست.
برای من «حاشیه» موضوعی است که میدانم نمیتواند تأثیری پایدار بر عزم و اراده ملت ایران برای سرنگونی رژیم و برگزاری انتخاباتی آزاد، عادلانه و دموکراتیک به رهبری شاهزاده رضا پهلوی بگذارد. ورود به چنین موضوعی غالباً بیش از همه به سود رژیم و آن سلبریتیای تمام میشود که در پی حاشیهسازی و خودنمایی است.
در مقابل، «پروپاگاندا» و «تحریف روایت» به دست رژیم اسلامی، از نظر من، در مبارزه برای براندازی اهمیتی اساسی دارد؛ زیرا رژیمهای توتالیتر در این کار بسیار ورزیدهاند و ذهنهای ناورزیده بهآسانی طعمه آن میشوند. برای نمونه، هماهنگی رژیم برای بازگرداندن افرادی چون محسن نامجو و قیصر ــ و شاید فردا سروش، نصر و چهار یا ده چهره بیخاصیت دیگر ــ بخشی از یک پروژه تبلیغاتی است که میتواند بر ذهن بخشی از جامعه ایران و، بهویژه، افکار عمومی جهان غرب تأثیری بسزا بگذارد.
مرز میان «حاشیه» و «متن» برای من اینگونه ترسیم میشود.
ممکن است دیگری هرآنچه را من «متن» میدانم، حاشیهای بیارزش بپندارد. بله، چنین اختلافی ممکن است. گفتوگو میکنیم و میکوشیم یکدیگر را قانع کنیم:
عقل با عقل دگر دوتا شود
نور افزون گشت و ره پیدا شود
زانک با عقلی چو عقلی جفت شد
مانع بدفعلی و بدگفت شد
به باور من، باید نسبت به پروپاگاندای رژیم حساس باشیم. همین امید دانا زمانی در حال پیشبرد تبلیغات رژیم بود و تا اندازهای نیز بر گروهی تأثیر میگذاشت؛ بنابراین پرداختن به او ضروری و درست بود. اما امروز که تشت رسوایی این جماعت از بام افتاده است، پرداختن بیش از اندازه به آنان دیگر مقابله با پروپاگاندا نیست؛ حاشیهسازی است.
بهزاد مهرانی
