35.4 C
تهران
چهارشنبه 4 شهریور 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی

راهبرد انرژی در پروژه شکوفایی ایران

بحران انرژی

سعید آیدیندر این مطلب دکتر سعید قاسمی‌نژاد و دکتر آیدین پناهی می‌کوشند بر این نکته تاکید کنند که مشکل کمبود گاز و خاموشی برق در ایران، نه ناشی از کمبود آن بلکه به علت نوع سیاستگذاری و چگونگی مدیریت منابع است. بر این اساس آنان تلاش می‌کنند راهبرد «پروژه شکوفایی ایران» پیرامون این موضوع را تشریح کنند. دکتر سعید قاسمی‌نژاد – مدیر «پروژه‌ شکوفایی ایران» – در تهران و پاریس تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را گذراند و دکترای خود در اقتصاد مالی را از دانشگاه شهر نیویورک اخذ کرده است. دکتر «آیدین پناهی» نیز استادیار پژوهشی مهندسی و متخصص در حوزه‌های انرژی، سیاست‌های صنعتی و امنیت انرژی است. او دکترای مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه نورث‌ایسترن در بوستون دریافت کرده و دوره‌ی پسادکتری را در موسسه‌ی فناوری ماساچوست (MIT) گذرانده است. آیدین پناهی همچنین به‌عنوان یک فعال سیاسی و حقوق بشر شناخته می‌شود.

ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان نفت و گاز جهان است، اما مردم در زمستان با کمبود گاز و در تابستان با خاموشی برق روبه‌رو می‌شوند. مسئله اصلی کمبود منابع نیست. مشکل در شیوه تولید، انتقال، مصرف، قیمت‌گذاری و مدیریت این منابع است.

راهبرد پیشنهادی گروه انرژی پروژه شکوفایی ایران سه هدف دارد. نخست، تأمین مطمئن برق و گاز برای مردم و خدمات حیاتی. دوم، تأمین انرژی پایدار برای کارخانه‌ها و کسب‌وکارها. سوم، افزایش تولید و صادرات برای تأمین بخشی از منابع مالی بازسازی کشور. این اهداف باید به ترتیب درست و در ارتباط با یکدیگر دنبال شوند.

برای درک مشکل برق، باید میان ظرفیتی که روی کاغذ وجود دارد و برقی که در عمل قابل استفاده است تفاوت گذاشت. ایران ده‌ها هزار مگاوات نیروگاه دارد، اما همه این ظرفیت در روزهای گرم تابستان هم‌زمان در دسترس نیست. بعضی واحدها به دلیل فرسودگی یا تعمیرات از مدار خارج‌اند. بعضی نیروگاه‌ها سوخت کافی ندارند. تولید برق‌آبی به میزان آب سدها بستگی دارد. در بعضی مناطق نیز شبکه انتقال توان رساندن برق موجود به محل مصرف را ندارد.

در نتیجه، ساخت نیروگاه جدید به تنهایی مشکل برق ایران را حل نمی‌کند. ابتدا باید ظرفیت موجود بهتر استفاده شود و برق تولیدشده با اتلاف کمتر به مصرف‌کننده برسد.

اتلاف انرژی در چند بخش اتفاق می‌افتد. در بسیاری از نیروگاه‌های حرارتی، بخش بزرگی از انرژی موجود در گاز یا سوخت به جای تبدیل شدن به برق به صورت گرما از نیروگاه خارج می‌شود. پس از تولید برق نیز بخشی از آن هنگام عبور از خطوط، ترانسفورماتورها و تجهیزات فرسوده شبکه از بین می‌رود. بخشی دیگر به دلیل انشعاب‌های غیرمجاز، دستکاری کنتورها یا مصرف ثبت‌نشده نه اندازه‌گیری می‌شود و نه درآمدی برای شبکه ایجاد می‌کند.

در نفت و گاز هم وضعیت مشابهی وجود دارد. در برخی میدان‌ها، گازی که همراه نفت از زمین خارج می‌شود به جای جمع‌آوری و استفاده در مشعل‌ها سوزانده می‌شود. در ساختمان‌ها و کارخانه‌ها نیز عایق نامناسب، تجهیزات قدیمی و قیمت بسیار پایین انرژی باعث می‌شود برای انجام یک کار مشخص گاز یا برق بیشتری از میزان لازم مصرف شود.

به همین دلیل، نقطه شروع راهبرد انرژی ساختن هرچه بیشتر نیست. ابتدا باید از زیرساختی که ایران همین حالا در اختیار دارد بیشتر استفاده کرد.

یک نمونه روشن نیروگاه‌های گازی است. در نیروگاه گازی ساده، گاز سوزانده می‌شود و توربین برق تولید می‌کند، اما مقدار زیادی گرمای داغ همچنان از نیروگاه خارج می‌شود. می‌توان از این گرمای خروجی برای تولید بخار و سپس تولید برق بیشتر استفاده کرد. این همان چیزی است که به آن نیروگاه سیکل ترکیبی گفته می‌شود.

در یک نمونه ساده، یک نیروگاه گازی ۵۰۰ مگاواتی می‌تواند پس از اضافه شدن بخش بخار، بدون افزایش متناسب مصرف گاز، حدود ۷۵۰ تا ۸۵۰ مگاوات برق تولید کند. بنابراین بخشی از برق مورد نیاز ایران را می‌توان از همان نیروگاه‌ها، زمین، خطوط اتصال و سوخت موجود به دست آورد.

این کار فایده دیگری نیز دارد. اگر برای تولید مقدار مشخصی برق گاز کمتری مصرف شود، گاز باقی‌مانده می‌تواند در زمستان به خانه‌ها برسد، در کارخانه‌ها مصرف شود، به میدان‌های نفتی تزریق شود یا در مراحل بعد صادر شود. به همین دلیل، اصلاح نیروگاه‌ها هم‌زمان بخشی از راه‌حل برق، گاز و نفت است.

در بخش برق، نخست باید واحدهایی که با تعمیر قابل بازگشت هستند دوباره وارد مدار شوند. سپس نیروگاه‌های گازی مناسب به سیکل ترکیبی تبدیل شوند و واحدهای قدیمی بر اساس وضعیت فنی خود نوسازی، بازسازی یا جایگزین شوند.

صنایع بزرگ نیز باید از همان ابتدا بخشی از راه‌حل باشند. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و دیگر صنایع انرژی‌بر مقدار زیادی برق مصرف می‌کنند. اگر بخشی از برق مورد نیاز خود را در نیروگاه‌های اختصاصی، سیستم‌های تولید هم‌زمان برق و گرما، نیروگاه خورشیدی یا ذخیره‌ساز تأمین کنند، بار کمتری بر شبکه عمومی وارد می‌شود و ظرفیت بیشتری برای خانه‌ها و کسب‌وکارهای کوچک باقی می‌ماند.

این به معنای کنار گذاشتن صنعت در سال‌های نخست نیست. برعکس، خودتأمینی انرژی صنایع بزرگ یکی از ابزارهای سریع برای راه‌اندازی کارخانه‌ها و هم‌زمان کاهش فشار بر شبکه عمومی است.

شبکه برق نیز نیازمند بازسازی است. برق ممکن است در یک استان تولید شود، اما اگر خطوط و پست‌های میان راه ظرفیت کافی نداشته باشند، نمی‌توان آن را به منطقه‌ای که کمبود دارد رساند. در بعضی مسیرهای اصلی کشور، خطوط برق در روزهای اوج مصرف نزدیک حد توان خود کار می‌کنند.

در مرحله نخست می‌توان با تعمیر تجهیزات، بهبود کنترل شبکه و نصب تجهیزات جدید روی خطوط موجود، توان انتقال را افزایش داد. تنها پس از استفاده کامل از ظرفیت موجود باید خطوط و پست‌های بزرگ جدید در نقاطی ساخته شوند که همچنان گلوگاه باقی مانده‌اند.

شبکه‌ای که برق را از پست‌های شهری به خانه و کارخانه می‌رساند نیز باید نوسازی شود. نصب کنتورهای هوشمند، شناسایی مصرف غیرمجاز، تعویض ترانسفورماتورها و تجهیزات فرسوده و خودکار کردن شبکه باعث می‌شود اپراتور بداند برق کجا مصرف می‌شود، خرابی کجاست و کدام قسمت شبکه نیاز به تعمیر دارد. این اطلاعات همچنین برای اصلاح منصفانه قیمت برق ضروری است.

خورشید و باد بخش دیگری از برنامه‌اند. اما نباید تصور کرد که چند ده هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی را می‌توان ظرف چند ماه ساخت و مشکل برق را فوراً حل کرد. در شش ماه نخست باید زمین‌ها، اتصال به شبکه، مناقصه‌ها و پروژه‌های اولیه آماده شوند. ساخت در مقیاس بزرگ در سال‌های بعد شتاب می‌گیرد.

در سناریوی پایه، هدف ده‌ساله ساخت حدود ۳۰ تا ۵۰ هزار مگاوات ظرفیت خورشیدی و بادی همراه با ۷ تا ۱۵ هزار مگاوات ذخیره برق است. ذخیره‌سازی لازم است چون خورشید در شب نمی‌تابد و باد نیز همیشه در زمانی که مصرف برق بالا است نمی‌وزد. باتری و دیگر روش‌های ذخیره‌سازی بخشی از برق تولیدشده را برای ساعات مورد نیاز نگه می‌دارند.

هدف شش ماه نخست پایان کامل کمبود برق نیست. در این دوره اولویت با حفظ خدمات حیاتی، کاهش خاموشی، تأمین سوخت نیروگاه‌ها، بازگرداندن واحدهای قابل تعمیر و رفع گلوگاه‌های فوری شبکه است. بیمارستان‌ها، سامانه‌های آب و فاضلاب، ارتباطات، فرودگاه‌ها و دیگر خدمات ضروری باید در برابر قطع برق محافظت شوند.

در صورت نیاز، واحدهای کوچک و سریع‌النصب تولید برق را نیز می‌توان برای یک دوره محدود خرید یا اجاره کرد. این تجهیزات جایگزین بازسازی شبکه نیستند؛ نقش آنها عبور از دوره اضطراری است.

در همین دوره، حفاظت فیزیکی و سایبری زیرساخت انرژی اهمیت ویژه دارد. نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، پایانه‌های نفتی، خطوط لوله و مراکز کنترل شبکه باید در برابر خرابکاری و تصرف غیرمجاز محافظت شوند. دسترسی‌های دیجیتال حساس باید بررسی و ایمن شوند، از اطلاعات عملیاتی نسخه پشتیبان تهیه شود و وضعیت فنی دارایی‌های مهم کشور به سرعت ارزیابی شود. این موضوع یکی از محورهای اصلی ۱۸۰ روز نخست در دفترچه مرحله اضطراری است.

هدف سه‌ساله متفاوت است. تا پایان این دوره، شبکه برق باید از وضعیت کمبود دائمی خارج شود. کشور باید علاوه بر پاسخ به تقاضای عادی، مقداری ظرفیت اضافه داشته باشد تا خرابی یک نیروگاه یا افزایش مصرف در یک روز بسیار گرم دوباره به خاموشی گسترده منجر نشود.

نفت بخش دیگری از همین برنامه است. در کوتاه‌مدت، اولویت جلوگیری از کاهش تولید موجود است. میدان‌های نفتی با گذشت زمان فشار خود را از دست می‌دهند و اگر چاه‌ها تعمیر نشوند یا آب و گاز لازم به مخزن تزریق نشود، تولید آنها کاهش پیدا می‌کند.

به همین دلیل، تزریق گاز به میدان‌های بزرگ باید از همان ماه‌های نخست حفظ و سپس افزایش یابد. تعمیر چاه‌ها، حفاری چاه‌های جدید، توسعه میدان‌های غرب کارون و آزمایش روش‌هایی که بتوانند نفت بیشتری از مخازن موجود استخراج کنند نیز باید به تدریج آغاز شوند.

هدف بلندمدت در سناریوی پایه، رساندن ظرفیت تولید نفت به حدود ۷ تا ۸ میلیون بشکه در روز در افق ده‌ساله است. این هدف مشروط است. تحقق آن به دسترسی به سرمایه، فناوری، تجهیزات، مدیریت حرفه‌ای میدان‌ها و توسعه هم‌زمان خطوط لوله، تاسیسات فرآورش و پایانه‌های صادراتی بستگی دارد.

مسیر صادرات نفت نیز باید متنوع شود. جزیره خارک همچنان یکی از مهم‌ترین مراکز صادراتی ایران خواهد بود و باید نوسازی و مقاوم شود. در کنار آن، جاسک در دریای عمان می‌تواند مسیر دوم صادرات باشد.

در مراحل نخست، باید ظرفیت موجود جاسک عملیاتی شود. سپس ظرفیت آن در چند سال اول افزایش یابد. هدف حذف خارک یا تنگه هرمز نیست. هدف این است که صادرات نفت ایران تنها به یک پایانه و یک مسیر جغرافیایی وابسته نباشد.

بازگشت فروش عادی نفت نیز یکی از سریع‌ترین راه‌های ایجاد درآمد در دوره نخست است. با رفع محدودیت‌های اصلی نفتی، بانکی و بیمه‌ای، ایران می‌تواند مشتریان خود را متنوع کند و هزینه و تخفیف‌هایی را که فروش محدود و غیرشفاف ایجاد کرده کاهش دهد.

این درآمد زودتر از پروژه‌های بزرگ ساختمانی حاصل می‌شود و می‌تواند بخشی از هزینه تعمیر نیروگاه‌ها، شبکه برق، پالایشگاه‌ها و حمایت از خانوارها در سال‌های نخست را تأمین کند.

در بخش گاز، چند اقدام باید هم‌زمان آغاز شوند. یکی از مهم‌ترین آنها فشارافزایی پارس جنوبی است. بخش بزرگی از گاز ایران از این میدان تأمین می‌شود. با گذشت زمان فشار طبیعی مخزن کاهش پیدا می‌کند و اگر تجهیزات لازم نصب نشوند، مقدار گازی که از چاه‌ها به سطح می‌رسد کاهش خواهد یافت.

بنابراین ارزیابی دقیق وضعیت پارس جنوبی و طراحی پروژه‌های فشارافزایی نباید به سال‌های بعد موکول شود. این کار باید از همان شش ماه نخست آغاز شود. ساخت و نصب تجهیزات زمان می‌برد، اما طراحی، ارزیابی میدان، انتخاب فناوری و آماده‌سازی قراردادها باید فوری انجام شود.

هم‌زمان، گازی که امروز در مشعل‌ها سوزانده می‌شود باید جمع‌آوری شود. بخشی از آن می‌تواند وارد شبکه شود و بخشی برای حفظ فشار میدان‌های نفتی استفاده شود.

ذخیره‌سازی گاز نیز باید توسعه پیدا کند. مصرف گاز ایران در تابستان و زمستان بسیار متفاوت است. در ماه‌های گرم می‌توان بخشی از گاز را در مخازن زیرزمینی ذخیره کرد و در زمستان، زمانی که مصرف خانگی بالا می‌رود، دوباره آن را وارد شبکه کرد.

میدان‌های جدید نیز باید توسعه پیدا کنند تا افزایش مصرف و کاهش تولید میدان‌های قدیمی جبران شود. هدف سه‌ساله این است که کمبود ساختاری گاز داخلی مهار شود و نیروگاه‌ها و صنایع هر زمستان در رقابت برای مقدار محدودی گاز قرار نگیرند.

در دوره کمبود، اولویت مصرف گاز باید روشن باشد. گرمایش خانه‌ها و خدمات حیاتی در اولویت قرار می‌گیرند. پس از آن، گاز لازم برای تولید برق و سپس مصارف صنعتی و صادراتی تأمین می‌شود. با افزایش تولید و کاهش مصرف گاز در نیروگاه‌های کم‌بازده، گاز بیشتری برای صنعت، تزریق به میدان‌های نفتی و صادرات در دسترس قرار می‌گیرد.

LNG یا گاز طبیعی مایع‌شده بخش مهمی از برنامه بلندمدت صادرات گاز است. برای حمل گاز با کشتی، گاز طبیعی باید در یک تاسیسات بزرگ تا دمای بسیار پایین سرد و به مایع تبدیل شود. این پروژه‌ها سرمایه‌بر هستند و به فناوری و تجربه تخصصی نیاز دارند.

بنابراین LNG راه‌حل زمستان اول نیست. اما آماده‌سازی آن نیز نباید تا سال‌های پایانی عقب بیفتد. از همان شش ماه نخست می‌توان ارزیابی پروژه‌ها، آماده‌سازی قراردادها و مذاکره با شرکای بالقوه را آغاز کرد. در سناریوی پایه، نخستین پروژه می‌تواند در حدود سال سوم یا چهارم وارد مرحله صادرات شود و ظرفیت‌های بزرگ‌تر در ادامه دهه توسعه پیدا کنند.

پالایش نیز باید هم‌زمان اصلاح شود. مسئله فقط افزایش تعداد بشکه‌هایی نیست که وارد پالایشگاه می‌شوند. پالایشگاه‌های ایران باید بتوانند از هر بشکه نفت مقدار بیشتری بنزین، گازوئیل و فرآورده باکیفیت تولید کنند و سهم محصولات کم‌ارزش و آلاینده کاهش پیدا کند.

در شش ماه نخست باید وضعیت پالایشگاه‌ها به‌طور دقیق ارزیابی و تعمیرات ضروری انجام شود. در مرحله بعد، نوسازی واحدهای قدیمی و افزایش ظرفیت آغاز می‌شود. هدف ده‌ساله می‌تواند افزایش ظرفیت پالایش کشور به بیش از ۴ میلیون بشکه در روز همراه با ارتقای استاندارد سوخت باشد.

توزیع سوخت نیز باید شفاف شود. قاچاق فقط با کنترل مرز حل نمی‌شود. وقتی قیمت سوخت در داخل ایران بسیار پایین‌تر از کشورهای همسایه باشد، انگیزه اقتصادی بزرگی برای انتقال غیرقانونی آن ایجاد می‌شود.

در عین حال افزایش ناگهانی قیمت نیز راه‌حل مناسبی نیست. در دوره اضطراری، اولویت با تثبیت عرضه است. سامانه کارت سوخت باید به‌روز شود، جریان سوخت از پالایشگاه تا جایگاه قابل ردیابی شود و خانوارهایی که نیاز به حمایت دارند شناسایی شوند.

اصلاح قیمت باید پس از آماده شدن سازوکار جبران آغاز شود. در سال نخست می‌توان زیرساخت حقوقی، اطلاعاتی و مالی آن را آماده کرد و از افزایش ناگهانی قیمت پرهیز کرد. سپس از سال دوم قیمت‌ها در یک دوره حدود پنج تا هفت سال به‌تدریج اصلاح شوند.

در کنار این اصلاح، یک مقدار پایه از برق، گاز و سوخت برای نیاز ضروری خانوارها با قیمت پایین‌تر باقی می‌ماند و خانوارهای کم‌درآمد پرداخت مستقیم دریافت می‌کنند. هدف این است که حمایت دولت از «انرژی ارزان برای همه» به «حمایت مستقیم از خانواری که به آن نیاز دارد» تبدیل شود.

در نظام فعلی، خانواری که خانه بزرگ‌تر، خودروهای بیشتر و مصرف بالاتری دارد معمولاً یارانه بیشتری هم دریافت می‌کند. اصلاح تدریجی می‌تواند این رابطه را تغییر دهد و در عین حال درآمد لازم برای نگهداری شبکه و سرمایه‌گذاری جدید را فراهم کند.

این اصلاح مالی برای جذب سرمایه نیز ضروری است. سرمایه‌گذار برای ساخت نیروگاه، خط انتقال یا تاسیسات گاز باید بداند محصول خود را به چه کسی می‌فروشد، قیمت چگونه تعیین می‌شود و قرارداد چگونه اجرا خواهد شد.

در سال‌های نخست نمی‌توان فرض کرد بخش خصوصی تمام هزینه بازسازی را پرداخت خواهد کرد. درآمد نفت، منابع عمومی و در صورت عادی شدن روابط مالی ایران، تأمین مالی نهادهای توسعه‌ای باید بخشی از هزینه اقدامات اضطراری و زیرساختی را پوشش دهند.

هم‌زمان باید بدهی تولیدکنندگان خصوصی برق تعیین تکلیف شود و قراردادها به شکلی اصلاح شوند که بانک‌ها بتوانند بر اساس آنها وام بدهند. با اصلاح تدریجی قیمت‌ها و افزایش قابلیت پیش‌بینی درآمد، سهم سرمایه خصوصی نیز بیشتر می‌شود.

در حدود سال‌های پنجم تا هفتم، بخش‌های بیشتری از صنعت انرژی باید بتوانند هزینه عملیات، تعمیر و سرمایه‌گذاری خود را از درآمد خودشان تأمین کنند. هدف این است که شرکت‌های انرژی برای ادامه کار روزمره دائماً به بودجه عمومی وابسته نباشند.

حکمرانی بخش انرژی نیز از همان ماه‌های نخست باید اصلاح شود. در دوره اضطراری یک ساختار مرکزی باید هماهنگی میان نفت، گاز و برق را بر عهده بگیرد تا تصمیم‌های مربوط به سوخت، تولید، شبکه و صادرات جدا از یکدیگر گرفته نشوند.

در پایان شش ماه نخست، راه‌اندازی اولیه یک نهاد مستقل تنظیم‌گر انرژی باید آغاز شده باشد. وظیفه این نهاد تعیین قواعد بازار، نظارت بر دسترسی به شبکه و حرکت تدریجی به سوی قیمت‌گذاری شفاف است. دفترچه مرحله اضطراری نیز آغاز فعالیت چنین تنظیم‌گری را برای انتهای ۱۸۰ روز نخست در نظر گرفته است.

در سال‌های بعد اختیارات و چارچوب قانونی آن کامل می‌شود. قراردادهای بزرگ و مناقصه‌ها باید قابل بررسی باشند و شرکت‌های دولتی، خصوصی و شبه‌دولتی تحت قواعد مشخص و مشترک فعالیت کنند.

کل راهبرد در سه بازه اجرا می‌شود.

شش ماه نخست، دوره تثبیت اضطراری است. در این دوره باید جریان برق و سوخت حفظ شود، خدمات حیاتی محافظت شوند، نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌های قابل تعمیر به کار برگردند، شبکه و سامانه‌های کنترل در برابر خرابکاری ایمن شوند، وضعیت دارایی‌ها ارزیابی شود، صادرات انرژی تا حد ممکن از سر گرفته شود و پایه‌های اصلاح نهادی و مالی ایجاد شوند.

در همین دوره، طراحی پروژه‌های بزرگ بعدی نیز آغاز می‌شود: تبدیل نیروگاه‌های گازی، فشارافزایی پارس جنوبی، تقویت شبکه، نوسازی پالایشگاه‌ها، توسعه جاسک، جمع‌آوری گازهای مشعل و آماده‌سازی پروژه‌های تجدیدپذیر. شش ماه نخست زمان تکمیل این پروژه‌ها نیست؛ زمان آماده کردن آنها برای اجرای سریع در مرحله بعد است.

از شش ماه تا سه سال، مرحله بازسازی پایه است. نیروگاه‌های اولویت‌دار تکمیل و نوسازی می‌شوند. نخستین موج بزرگ خورشیدی، بادی و ذخیره‌سازی وارد مدار می‌شود. خطوط و پست‌های اصلی شبکه تقویت می‌شوند. کنتورهای هوشمند گسترش پیدا می‌کنند. نخستین تجهیزات فشارافزایی پارس جنوبی وارد مدار می‌شوند. جمع‌آوری گازهای مشعل و ذخیره‌سازی گاز افزایش می‌یابد. توسعه میدان‌های نفتی و گازی و نوسازی پالایشگاه‌ها سرعت می‌گیرد. اصلاح تدریجی و جبران‌شده قیمت انرژی نیز در همین دوره آغاز می‌شود.

هدف این دوره بستن کسری ساختاری برق، مهار کمبود ساختاری گاز و بازگرداندن اطمینان به تأمین انرژی صنعت است.

سال‌های سوم تا دهم دوره توسعه در مقیاس بزرگ است. ظرفیت خورشیدی، بادی و ذخیره برق به سطح هدف نزدیک می‌شود. شبکه برق برای یک اقتصاد بزرگ‌تر بازسازی می‌شود. ظرفیت تولید نفت در صورت تحقق پیش‌شرط‌های فنی و مالی به سمت ۷ تا ۸ میلیون بشکه در روز حرکت می‌کند. ظرفیت پالایش افزایش می‌یابد. پروژه‌های LNG و مسیرهای جدید صادراتی توسعه پیدا می‌کنند.

اولویت آغاز کار نیز روشن است: حفاظت و تثبیت زیرساخت‌های حیاتی، بازیابی ظرفیت موجود، و ایجاد قواعد مالی و نهادی لازم برای سرمایه‌گذاری. اگر این سه پایه در شش ماه نخست درست گذاشته شوند، مسیر بازسازی سه‌ساله و توسعه ده‌ساله قابل اجرا خواهد بود.

آیدین پناهی و سعید قاسمی‌نژاد

لینک کوتاه مقاله: https://bit.ly/4gzWdG8

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید