هر بار که اسرائیل با دقت بالا عملیاتی در خاورمیانه انجام میدهد، ترامپ با جسارت بیشتری به طرح «نظم نوین» در منطقه به محوریت آمریکا-اسرائیل نزدیک میشود.
آرایشهایی منطقهای میتواند یک شبه دگرگون شود، در صورتی که با تصویر بزرگتری که در پیوند امنیتی و ژئوپولتیک خاورمیانه با آمریکاست در تضاد باشند.
در حالی که حزب کمونیست چین درگیر جنگ قدرت برای جانشینی شی جینپینگ است و روسیه امکان بسیار محدودی برای مانور نظامی دارد، واشنگتن با استفاده از بازوی نظامی کارآمد اسرائیل میتواند پرونده خاورمیانه را یکطرفه به سود جبهه غرب تغییر دهد.
حمله مستقیم به سران حماس در خاک قطر میتواند نقطه عطف ژئوپولتیکی این تحولات باشد. قطعا نقش قطر بهعنوان میانجی صلح اسرائیل و گروه تروریستی حماس با این اتفاق فروپاشید و اعتبار سیاسی این کشور برای مدتها مخدوش خواهد ماند.
اردوغان نیز که به پشتوانه ترامپ رقبای سیاسیاش را سرکوب کرده، امکان ایفای نقشی جدی در تحولات اخیر ندارد و جمهوری اسلامی در ایران نیز خوب میداند که جایی در نظم نوین برای آنها وجود ندارد. آنها در تلاشند تا با تغییراتی درونی از مخمصه عبور کنند، اما بحرانهای آنها و تضاد منافع گروهای رقیب امکان تصمیمات بزرگ را از آخوندها گرفته.
در واقع پنجره تغییر برای مردم ایران نیز باز شده و آنها به پشتوانه حقوقی و تاریخی معاصر کشورشان امکانی جدی برای بازگشت دولت ملی از دست رفته در انقلاب ۱۳۵۷ خواهند داشت. اپوزیسیون ملی ایران اگرچه نوسانات زیادی داشته، اما انسجام جریان ملیگرایی در میان مردم ایران امکان بازگشت «مشروطه پارلمانی پهلوی» را هر روز به واقعیت نزدکیتر میکند.
