ایرانیان در سراسر جهان میدانستند که آرمان آزادی آنها دوست بهتری ندارد.
نوشته شاهزاده رضا پهلوی
در مراسم یادبود سناتور فقید لیندسی گراهام – که سهشنبه در واشنگتن و چهارشنبه در کلمبیا، کارولینای جنوبی برگزار شد – بدون شک از او به عنوان یک قانونگذار جمهوریخواه که بیش از سه دهه به شکلدهی سیاست ایالات متحده در داخل و خارج از کشور کمک کرد و به نیازهای موکلان خود در ایالت پالمتو رسیدگی کرد، تجلیل خواهد شد.
به عنوان یک مدافع سرسخت آزادی و مخالف دیکتاتوری، تحسینکنندگان بیشماری در سراسر جهان – شاید هیچ کجا عمیقتر از مردم ایران – برای او سوگواری خواهند کرد. خبر درگذشت او در 11 ژوئیه، باعث شد ایرانیان در مقابل سفارتخانهها و کنسولگریهای ایالات متحده در لندن، کپنهاگ، تورنتو و سایر شهرها، شبزندهداریهای تأثیرگذاری برگزار کنند.
ایرانیان در سراسر جهان، و همچنین کسانی که تحت رژیم سرکوبگر ایران زندگی میکنند، لیندسی گراهام را به عنوان یک متحد – دوستی که هرگز آنها را فراموش نکرد – میشناختند. بسیاری با محبت او را “عمو لیندسی” صدا میزدند. و این از طرف افرادی بود که – احتمالاً به دلایل خوبی – از اکثر سیاستمداران ناامید شده بودند.
من چندین بار افتخار ملاقات با سناتور را داشتم. امسال، در حالی که ایالات متحده دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را هدف قرار داده بود، ما مرتباً با هم صحبت میکردیم. مکالمات ما هرگز صرفاً حول محور استراتژی یا ژئوپلیتیک نمیچرخید. این درباره مردم بود: جوانان ایرانی که برای مطالبه آزادی، خطر زندانی شدن را به جان میخرند، مادرانی که فرزندان خود را به دست رژیم به قتل میرسانند، و ملتی که مصمم است پس از نزدیک به نیم قرن استبداد، آزادی خود را بازپس گیرد.
آنچه سناتور را متمایز میکرد، مخالفت او با رژیم ایران نبود – که در واشنگتن هیچ هزینهای ندارد. آنچه او را متمایز میکرد، تمایل او به بیان چیزی بود که بسیاری دیگر سکوت کرده بودند: اینکه رژیم باید سقوط کند و مردم ایران، نه شکنجهگران آنها، باید آینده خود را تعیین کنند.
این اعتقاد در ماه فوریه در مونیخ، تنها چند هفته پس از قتل عام هزاران معترض توسط رژیم ایران، به وضوح مشهود بود. ما هر دو در کنفرانس امنیتی مونیخ صحبت میکردیم و من از او خواستم در این تجمع شرکت کند – که طبق آمار پلیس، ۲۵۰ هزار نفر را در حمایت از آزادی در ایران به خود جلب کرده بود. او بلافاصله موافقت کرد. سناتور گراهام به طور غافلگیرکنندهای روی صحنه ظاهر شد؛ جمعیت هیجانزده بودند و با شعارهای خودجوش “آمریکا! آمریکا!” از “عمو لیندسی” استقبال کردند. او که به وضوح تحت تأثیر قرار گرفته بود، پرچم تاریخی شیر و خورشید ایران را در دست گرفت و آن را به سمت جمعیت تشویقکننده تکان داد.
او اعلام کرد: «من پیامی برای همه مردم آزادیخواه جهان دارم. اگر آزادی را دوست دارید، امروز در کنار معترضان ایرانی بایستید. زمان انتخاب فرا رسیده است. من مردم ایران را انتخاب میکنم و در مقابل آیتالله قاتل میایستم.»
در ماههای بعد، او انتخاب نادرستی را که مدتها بر تفکر واشنگتن حاکم بود، رد کرد – این فرض که تنها گزینهها، مماشات بیپایان با رژیم یا جنگ بیپایان علیه آن است. در عوض، او راه سومی را به رسمیت شناخت: همبستگی با مردم ایران در تلاششان برای آزادی.
منبع واشینگتن پست
