36.5 C
تهران
چهارشنبه 28 مرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی

جمهوری اسلامی وارث چکای شوروی (نیای کاگ‌ب) و اشتازی آلمان شرقی

kgbstasi

تلاش می‌کنند انتقاد و تخریب را در هم بیامیزند و شما را با ارجاع‌های نادرست تاریخی به کسانی که در قدرت بودند فریب دهند.

جمهوری اسلامی امروز روشی را پیاده می‌کند که چکای شوروی، نیای کاگ‌ب، در عملیات «اعتماد» (Trust) به کار گرفت. در میان روس‌های مهاجر، پادشاهی‌خواهانی بودند که همچنان به دنبال زنده‌کردن نظام تزاری بودند. چکا برای نفوذ از درون، ساختاری دروغین به نام «انجمن سلطنت‌طلبان مرکزی روسیه» پدید آورد، با چهره‌هایی که خود را هم‌سو با تزار نشان می‌دادند (مانند «بازگشت به مشروطه»). کارشان چه بود؟ شناسایی، تفرقه‌افکنی و بی‌اعتبار کردن بازماندگان خاندان رومانوف و حلقه‌ی سیاسی-نظامی آنان در تبعید.

شش سال این عملیات به درازا کشید و در پایان، سرشاخه‌های جریان یا کشته شدند، یا به جان هم افتادند، یا چنان بدنام شدند که مرجعیت سیاسی‌شان از میان رفت. این روش هم تنها مربوط به گذشته نیست. در همه‌ی ساختارهای اطلاعاتی نوین نیز وجود دارد: penetration through mimicry، «رخنه از راه همانندسازی».

نمونه‌ی دیگری از چنین عملیات‌های نفوذی، در ساختارهای پراکنده‌تر، اشتازی آلمان شرقی و پروژه‌ی Zersetzung یا «فروپاشاندن خاموش» بود. اشتازی از حمله‌ی مستقیم به چهره‌های رهبری مانند روبرت هاوه‌مان پرهیز می‌کرد، زیرا می‌دانست این کار او را نزد مردم پرطرفدارتر می‌کند. اما هدف نهایی‌شان همواره خود رهبر بود. تخریب بیشتر پیرامون او شکل می‌گرفت؛ پراکندن شایعه‌های اخلاقی، حتی درباره‌ی مسائل خانوادگی، و کاشتن بدگمانی میان او و یارانش، تا جریان را آرام‌آرام فرسوده کنند، بی‌آنکه خود آشکارا درگیر شوند. اگر کسی هم چیزی می‌گفت، دوباره جریان نفوذ شاکی می‌شد که: «شما می‌خواهید منتقد را خاموش کنید!»

هدف همه‌ی این پروژه‌ها، کاشتن این تصویر در ذهن مخاطب است که رهبر آدم‌شناس نیست، تیمش ناتوان است، پس خود او نیز ناتوان و بی‌کفایت است. هنگامی که ذهن مخاطب با چنین گاوآهنی شخم زده شود و بذر ناامیدی و تردید در آن کاشته شود، دیگر نیازی هم نیست که خودشان به سراغ رهبر بروند؛ مخاطب ناخواسته خودش رهبر را هدف می‌گیرد. جنبش‌های بسیاری را این‌چنین از میان بردند، بی‌آنکه مستقیم درگیر شوند.

روشی که امروز در فضای پادشاهی‌خواهان دیده می‌شود نیز، به باور من، همین‌گونه است. از کلاش و طاهری و سازمان مشروطه تا هزاران چهره‌ی ریز و درشت دیگر را نفوذ دادند. تا زمانشان نرسیده بود، همه «رضاشاه دوم» می‌گفتند و تلاش می‌کردند هر پادشاهی‌خواهی را که با آنان همراه نبود، نفوذی جا بزنند. زمانشان که رسید، فعال شدند. چهره گرداندند، چون دستور گرفتند که اکنون نوبت شماست. نخست برنامه‌های شاه، سپس تیم او، و اکنون خود او را هدف می‌گیرند. در این راه، با کمک خاموش‌ها، به هرکس که آنان را رسوا می‌کرد نیز حمله می‌کردند که: «شما می‌خواهید دهان منتقد را ببندید!»

باری دوستان، این جنگ همچنان ادامه دارد و عملیات نفوذ جمهوری اسلامی همچنان جاری است. به گمانم، به جای خواندن نوشته‌های آب‌دوغ‌خیاری، هوش مصنوعی‌زده و سراسر رمالی، که شما را تنها در جایگاه شنونده بگذارد و فالگیرانی که از پشت پرده‌ی «شطرنج هزاربعدی ترامپ» مخدری به ذهن ناآرام و ناشکیب شما بدهند که همه‌چیز برنامه‌ریزی شده است و کنشگری را از شما بگیرند، بهتر است به این بازی‌های رژیم بیشتر بیندیشیم و مشاهدات خود را گسترده‌تر کنیم تا با کنشگری سازنده، این عملیات‌های نفوذ را از میان ببریم.

نباید کنشگری جای خود را به رمالی بدهد.

لینک کوتاه: https://bit.ly/4qeaY5X

چقدر این پست مفید بود؟ روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

میانگین امتیاز: 4.6 / 5. تعداد آرا: 8

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

همانطور که این پست را مفید دیدید ...

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید!

متاسفیم که این پست برای شما مفید نبود!

اجازه دهید این پست را بهتر کنیم!

به ما بگویید چگونه می توانیم این پست را بهبود دهیم؟

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید